توی کامنت های پست قبلی یک عدد سمپادی نوشته: خرد مردونه شده؟؟؟(پروفایلتو درست کن!)

و این هم دلایلی مبنی بر مردوونه بودن خرد ...

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که این همه دختر می یان تو وب من ... یکیشون نمی دونه خرد چیه ؟ (خوردنیه؟ پوشیدنیه؟ ...) اون وقت آقایی که شما باشید ... نه تنها می دونید خرد خوردنی و پوشیدنی نیست ... بلکه فکر می کنید دخترونه هم هست ... که در مورد این آخری بدجوری توی اشتباه اید :)

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که همه ی آقاهای مدرسه کارت آسانسور داشتن و حداقل سالی 2 - 3 بار کارت آسانسور هاشون رو گم می کردن و هر بار هم بهشون می گفتن "فدای سرت گلم" و یه کارت آسانسور دیگه بهشون می دادن ولی خدا نمی آورد اون روزی رو که یکی از خانم ها کارتش رو گم کنه ... "فدای سرت گلم" که بهش نمی گفتن هیچ ... بقیه ی سال رو هم باید پله نوردی می کرد !!! :)

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که همه ی آقا ها پارکینگ داشتن ولی خانم ها ماشین هاشون رو توی بلوار پارک می کردن !!! :)

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که وقتی روز آخر کلاس سوم نهارخوری رو گذاشته بودیم روی سرمون ... در نهایت یکی از مردان مدرسه ساکت‌مون کرد !!!

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که بعضی وقت ها توی دستشویی با صحنه ای بدین شرح رو به رو می شدیم: در یکی از دستشویی ها باز می شود ... یک عدد گل آقا در حال کلنجار رفتن با قلاب کمربندش از در بیرون می آید و راست راست توی چشم های ما نگاه می کند و با تعجب می پرسد: شماها این جا چی کار می کنید؟؟؟

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که فقط توی کلاس هایی که معلم خانم داشتند می تونستیم مقنعه هامون رو برداریم و تقریبا ( و باز هم می گم تقریبا !!! پس فردا نیای یخه ی من رو بگیری که: "ای ... دروغ گوو ... توی کتابخونه و سایت هم اگر کسی نبود می تونستین مقنعه هاتون رو بردارید" ... مساله اینه که معمولا کسی بود!!!) بقیه ی وقت ها اون پارچه های مشکی جورابامون رو پرچم کرده بودند !!! :)

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که اگر چیزهای دخترونه لازم داشتیم و برای تهیه شون راهی بوفه می شدیم ... باید به آقای بوفه می گفتیم: "با خانم بوفه کار داریم !!! " و بعد از خریدن جسم معهود هم تا چند روزی اون طرف ها آفتابی نمی شدیم!!! :)

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که یه بار که با سحر داشتیم تو راهرو می دویدیم سر یکی از اون پیچ های مزاحم سرعت گیر نزدیک بود (و باز هم تاکید می کنم !!! نزیک بود !!!) بریم توی شیکیم یه آقایی ... باید بودی و می دیدی ... خودش رو چسبونده بود به دیوار و نزدیک بود بکشتمون که داااااشتین می خوردین به من !!! :)

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که زنگ نهار ما بیش تر وقت ها با یکی از مقطع های دیگه ... یکی بود ولی آقاها زنگ نهار جداگونه داشتند !!! :)

خرد مردونه است و از اول هم مردونه بوده ... نشون به اون نشونی که یه بار که با عرفانه داشتیم از یکی از هزاران در مجهز به جک خرد رد می شدیم و من در رو برای عرفانه نگه داشته بودم تا رد بشه ... یه آقایی جلوتر رد شد و من و عرفانه و دره رو با دهن های باز سرجامون میخ کوب کرد ... و پشت سرش داد زدم: همه در رو برای ما نگه می دارن ... اون وقت شمااا ... !!! :)

پ.ن: گرچه منظور من از زهرا _مرد _ مجرد _ ایران _ تهران و ... مردونه بودن خرد نبود!!!:)

_____________________________________________________________________

اضافه شد:

خداااایا ... خدایاااا ... (با لحن "ح-د-ه" خوانده شود ... لطفا !!! :)

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۳۴ ب.ظ  توسط زِه‌زِه  |